تبلیغات
مقسطین
مقسطین
 
 
 
یاعلی نقی مددی…

نامه حجت‌الاسلام قرائتی به اهل سیاست

نویسنده: سید | ساعت: 01:38 ق.ظ

حجت‌الاسلام قرائتی در نامه‌ای خطاب به اهل سیاست نوشت: در سیاست الهی، مقام‌ها بر اساس لیاقت‌ بوده و رجوع به کارشناسان و خبرگان، اصل است. در سیاست قرآنی نباید در هیچ قرارداد و برنامه‌ای کفار راه نفوذ بر مسلمانان داشته باشند.

به گزارش وبگاه ستاد اقامه نماز، متن نامه حجت‌الاسلام محسن قرائتی، مفسر قرآن کریم و رئیس ستاد اقامه نماز بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین»

در بهار قرآن سال 92، کتاب «سیمای سیاست در قرآن» برگرفته از تفسیر نور از چاپ خارج شد. به نظرم آمد، بعد از 40 سال معلمی و تبلیغ که نامه های متعددی برای گروه های خاص نوشته‌ام، در آستانه شب قدر و شب نزول قرآن، یک نامه برای عموم فرهیختگان به ویژه سیاسیون بنویسم.

هدفم این است که با خواندن چند صفحه، عزیزان را به وجود صدها آیه سیاسی در قرآن راهنمایی کنم و اگر کسانی فرصت خواندن آن کتاب را ندارند، از خواندن این چند آیه محروم نشوند.

این نامه پاسخی است به طرفداران فکر سکولار که می گویند: دین مربوط به مسائل شخصی، عبادی و معنوی است.

پاسخی است به کسانی که می گویند: دین از سیاست جداست.

پاسخی است به مقدسین متحجر که به عبادات شخصی دلخوشند.

امید است این چند سطر برای خواننده عزیز یک پیام و الهام الهی برای متن قرار دادن قرآن و نهج البلاغه در مسائل سیاسی باشد تا از خودباختگی و تقلید کورکورانه از سیاست های غیر الهی و غیر اولیائی دوری کنیم و

و در جهان امروز با نگاه عقلانی و وحیانی، الگوی دیگران باشیم؛ چنانکه که قرآن یکی از دعاهای «عباد الرحمن» را این می داند که از خدا می خواهند الگوی صالحان باشند: «و اجعلنا للمتقین اماماً» (فرقان/74).

ما با دیدن امام خمینی (ره) به این باور رسیدیم که می شود با فکر آسمانی، در زمین حکومت کرد و از سیاستی که همراه با دروغ، تزویر، توطئه، ارعاب، باج دادن به قوی و باج گرفتن از ضعیف، بر جهان امروز حکومت می کند، دوری نماییم.

   دانلود کتاب «سیمای سیاست در قرآن»

اینک وارد متن نامه می‌شوم که در مقدمه کتاب «سیمای سیاست در قرآن» آورده‌ام:

قرآن که از هرگونه کژی و انحراف و تحریف مصونیت دارد، کتاب جامعی است که به تمام ابعاد زندگی بشر از جمله مسائل سیاسی نظر دارد. در قرآن صدها آیه مربوط به مسائل سیاسی است و در روایات، پیامبر اکرم و اهل بیت معصومش علیهم السلام با لقب «ساسة العباد» معرفی شده اند. ناگفته پیداست که سیاست در قرآن برای به پاداشتن عدالت در سایه حاکمیت خداوند و انبیای الهی، با توکل بر او و حمایت‌های غیبی اوست.

اگر دین از سیاست جدا بود، آن گونه که سکولارها می‌گویند، نباید انبیا و یارانشان کشته یا تبعید یا شکنجه می‌شدند. «وَ یقْتُلُونَ النَّبِیینَ بِغَیرِ الْحَقِّ» (بقره،61)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم به حضرت شعیب اعتراض نمی‌کردند که چرا مانع آزادی آنان در هرگونه تصرف مالی می‌شود. «قالُوا یا شُعَیبُ أَصَلاتُکَ تَأْمُرُکَ أَنْ نَتْرُکَ ما یعْبُدُ آباؤُنا أَوْ أَنْ نَفْعَلَ فی‏ أَمْوالِنا ما نَشاء» (هود، 87)

اگر دین مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، حضرت یوسف خودش را برای خزانه‌داری مصر کاندیدا نمی‌کرد. «قالَ اجْعَلْنی‏ عَلى‏ خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّی حَفیظٌ عَلیمٌ» (یوسف، 55)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از حضرت موسی آب نمی‌خواستند. «وَ إِذِ اسْتَسْقى‏ مُوسى‏ لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ» (بقره، 60)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از حضرت عیسی، غذا نمی‌خواستند. «إِذْ قالَ الْحَوارِیونَ یا عیسَى ابْنَ مَرْیمَ هَلْ یسْتَطیعُ رَبُّکَ أَنْ ینَزِّلَ عَلَینا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ» (مائده، 112)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از ذوالقرنین امنیت نمی‌خواستند. «قالُوا یا ذَا الْقَرْنَینِ إِنَّ یأْجُوجَ وَ مَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلى‏ أَنْ تَجْعَلَ بَینَنا وَ بَینَهُمْ سَدًّا» (کهف، 94)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، انبیا به دنبال تأمین مسکن مردم نبودند. «وَ أَوْحَینا إِلى‏ مُوسى‏ وَ أَخیهِ أَنْ تَبَوَّءا لِقَوْمِکُما بِمِصْرَ بُیوتاً وَ اجْعَلُوا بُیوتَکُمْ قِبْلَةً» (یونس، 87)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، مردم از انبیا تعیین فرمانده نظامی را نمی‌خواستند. «إِذْ قالُوا لِنَبِی لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ» (بقره، 246)

اگر دین فقط مربوط به مسائل معنوی و اخروی بود، خداوند به حضرت داود زره سازی نمی‌آموخت. «وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوسٍ لَکُمْ لِتُحْصِنَکُمْ مِنْ بَأْسِکُمْ» (انبیاء،80)

در قرآن، نفی طاغوت مقدمه ایمان است. یعنی تا طاغوت‌ها را زیر پا نگذاریم به ایمان نمی‌رسیم. «فَمَنْ یکْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَ یؤْمِنْ بِاللَّهِ» (بقره، 256)

چگونه اسلام از سیاست جداست، در حالی که بزرگ‌ترین نامه‌های حضرت علی(ع) در نهج البلاغه نامه سیاسی است.

چگونه اسلام از سیاست جداست، در حالی که اولین مأموریت حضرت موسی مبارزه با فرعون «اذْهَبْ إِلى‏ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغى»‏ (طه،24) و آزاد سازی مردم از اسارت بود. «أَنْ أَرْسِلْ مَعَنا بَنی‏ إِسْرائیلَ» (شعراء،17)

در آیات قرآن، کلمات «لا تُطِعِ» (احزاب،1)، «لا تُطیعُوا» (شعراء، 151)، «لا تَتَّبِع» (مائده، 49)‏ و «لا تَتَّبِعُوا» (بقره، 168) بسیار به چشم می‌خورد که فرمان عدم پیروی از طاغوت‌هاست.

برای بهتر شناختن سیاست در قرآن و سیاست در دنیای امروز، باید دو تابلو ترسیم کنیم و با تعیین مشخصات، تفاوت‌ها را مقایسه نماییم:

همان‌گونه که در مهندسی یک خانه و شهرک، نباید تنها به درون خانه و مصالح ساختمانی نگاه کرد، بلکه باید به اموری از قبیل جغرافیای منطقه، هوای منطقه، مجاری سیل و زلزله، دسترسی به آب و گاز و برق و تلفن، امنیت و اقتصاد منطقه، فاصله آن با کارخانه‌ها و جاده‌های اطراف، راه‌های ورود و خروج، دوری از ازدحام و ترافیک، تجاری یا مسکونی بودن شهرک و مانند آن توجه شود، در پایه‌ریزی سیاست نیز، باید شناخت ما نسبت به هستی و جهان روشن باشد، که آیا این خانه (کره زمین):

1- صاحب و حسابی دارد (مبدا و معاد) یا نه؟

2- نظارت و مسئولیتی هست یا نه؟

3- هدفی در کار هست یا نه؟

4- ساکنان خانه (انسان‌ها) چه نیازهایی دارند؟

5- نیازهایشان جسمی است یا جسمی و روحی؟

6-    زندگی ساکنان خانه با مرگ خاتمه می‌یابد یا ابدی است؟

اگر این هستی صاحب و حساب و هدف و نظارتی ندارد و پرونده ما با مرگ تمام می‌شود، سیاست‌گذاری‌ها باید به سمت تأمین خوراک و پوشاک و مسکن و همسر و رفاه و لذت باشد و اگر غیر از این باشد، خسارت کرده‌ایم. و اگر ایمان داشتیم که این خانه صاحب و حساب و هدف و نظارتی دارد، باید تمام برنامه‌ریزی‌ها و سیاست‌ها در راستای رضای صاحب‌خانه (آفریدگار) و براساس اهدافی که برای آن آفریده شده‌ایم، قرار گیرد.

بنابراین نگاه مادی و الهی در برنامه ریزی‌ها و سیاست‌گذاری‌ها تأثیرگذار است. در نگاه الهی، هر برنامه و سیاستی که برخلاف هدف و گفتار خالق باشد از اعتبار خارج است، ولی در نگاه مادی، سیاست‌ها براساس آن است که ما انسان‌ها چه دوست داریم. اصل، رفاه است، از هر راهی و به هر قیمتی که شد.

نگاه مادی، برهنگی را تمدن، اسراف و تجمل را نشانه شخصیت، استعمار را نشانه قدرت، و دروغ و ریا را نشانه سیاست می‌داند.

قرآن می‌فرماید: افرادی که زندگی را فقط زندگی دنیوی می‌دانند و به آخرت ایمان ندارند، کارهای خلافشان را زیبا می‌پندارند و در دنیای خیال سرگردانند. «إِنَّ الَّذینَ لا یؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ زَینَّا لَهُمْ أَعْمالَهُمْ فَهُمْ یعْمَهُونَ» (نمل،4)

کسانی که به مبدا و معاد ایمان ندارند، پیشرفت خود را به خاطر علم و تخصص خود می‌دانند، همان‌گونه که قارون می‌گفت: ثروت من به خاطر تخصصی است که دارم. «قالَ إِنَّما أُوتیتُهُ عَلى‏ عِلْمٍ عِنْدی» (قصص، 78)

اما کسانی‌که ایمان به خدا دارند، در کنار تحصیل علم و تلاش و برنامه ریزی، دست خدا را فوق همه دست‌ها می‌دانند. «یدُ اللَّهِ فَوْقَ أَیدیهِمْ» (فتح،10) آنان معتقدند که:

تمام تدبیرها دست خداست. «فَلِلَّهِ الْمَکْرُ جَمیعاً» (رعد، 42)

تمام عزت‌ها از اوست. «فَلِلَّهِ الْعِزَّةُ جَمیعاً» (فاطر،10)

تمام قدرت ها از اوست. «أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمیعاً» (بقره، 165)

مثال افراد با ایمان، مثال کسی است که در حال آموزش رانندگی است. گرچه فرمان و گاز و ترمز ماشین به دست اوست، ولی او از نقش مربی غافل نیست که هر لحظه می‌تواند جلوی حرکت او را بگیرد. خدا نیز به انسان قدرت و اراده و انتخاب داده است، ولی ممکن است جلوی اعمال آن را بگیرد. همانگونه که اختیار روشن کردن برق منزل بدست ماست، ولی ممکن است اداره برق به دلیلی برق را قطع کند. آری انسان اراده دارد ولی اراده خدا فوق همه اراده هاست.

اگر یک نگاه به دستورات حضرت علی و رفتار طاغوت های امروز بکنیم، دو تابلویی که در نظر داشتیم روشن می‌شود؛ حضرت امیر به رزمندگان دستور می‌دهد به هنگام جنگ، درختان دشمن را قطع نکنید، آبشان را مسموم نکنید، به سالمندان و زنان آسیبی نرسانید و به فراریان کاری نداشته باشید، ولی سیاست مداران امروز حاضرند برای پیروزی خود از همه نوع بمب‌های شیمیایی و هسته‌ای استفاده کنند.

از امتیازات اسلام آن است که سیاست اسلام از دیانت آن جدا نیست.

در نمازجمعه، عبادت عین سیاست و سیاست عین عبادت است. نمازجمعه به جای نماز ظهر است، ولی دو رکعت خوانده می‌شود، زیرا دو خطبه جایگزین دو رکعت نماز می‌شود و امام جمعه در خطبه دوم مسایل جامعه و جهان را برای مردم بازگو و تحلیل می کند. «وَ یخْبِرُهُمْ‏ بِمَا وَرَدَ عَلَیهِمْ مِنَ الْآفَاقِ» (وسائل الشیعه، ج 7، ص 344.) و مردم باید با وضو و رو به قبله اخبار جهان را بشنوند، گویا در حال نمازند.

نه تنها در مسئله سیاست، بلکه در حقوق، اقتصاد، مدیریت و سایر رشته های علوم انسانی، باید اول نگاه ما به هستی و انسان و هدف‌ها و آینده روشن شود، تا ببینیم چگونه   برنامه ریزی و مدیریت کنیم.

سیاست قرآن، با توجه به حکمت الهی، نظارت الهی، عدل الهی، تکلیف الهی، پیروی از انبیای الهی، امداد های الهی، معجزات الهی، مهلت‌های الهی، آزمایش‌های الهی و سنت‌های الهی است.

اگر امروز سیاسیون بر اساس سلطه گری، تهدید، ارعاب، استثمار و درآمد بیشتر برنامه‌ریزی می‌کنند، سیاست در قرآن، به معنای برپایی عدالت است. قرآن یک جا می‌فرماید: «أَقیمُوا الدِّینَ» (شوری، 13)، در جای دیگر می‌فرماید: «أَقیمُوا الصَّلاةَ» (روم، 31) و در جای دیگر می‌فرماید: «أَقیمُوا الْوَزْنَ» (الرّحمن، 9) یعنی دین‌داری و عبادت و عدالت هر سه با یک تعبیر مطرح شده است.

قرآن، عدالت واقعی را در سایه پیروی از انبیا و قانون آسمانی می‌داند. «لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَیناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْکِتابَ وَ الْمیزانَ لِیقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ» (حدید، 25)

اسلام، عدالت را در امام جماعت، قاضی، شاهد، مرجع تقلید و رهبر شرط دانسته و به عدالت میان فرزندان، در وصیت و حتی با دشمن سفارش کرده است. «وَ لا یجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا» (مائده، 8) و می‌فرماید: شما با کسانی که به خاطر دین با شما نجنگیده‌اند و از خانه‌هایتان بیرونتان نکرده‌اند، نیکی کنید. «لا ینْهاکُمُ اللَّهُ عَنِ الَّذینَ لَمْ یقاتِلُوکُمْ فِی الدِّینِ وَ لَمْ یخْرِجُوکُمْ مِنْ دِیارِکُمْ أَنْ تَبَرُّوهُمْ وَ تُقْسِطُوا إِلَیهِمْ إِنَّ اللَّهَ یحِبُّ الْمُقْسِطینَ» (ممتحنه، 8)

در سیاست قرآن، تأمین امنیت برای همه مردم حتی کفاری که در بلاد اسلامی زندگی می‌کنند مورد عنایت است، آن هم امنیت مالی، اقتصادی، روانی، جانی، اجتماعی، امنیت ملی، تا آنجا که اگر کسی دیگری را با اسلحه تهدید کند، گرچه از آن استفاده نکند، لقب «مفسد فی الارض» به او داده شده و با سخت‌ترین کیفر، قصاص می‌شود.

در سیاست اسلام آزادی وجود دارد، ولی در چارچوب دستورات دین. قرآن می‌فرماید: آنجا که خدا و رسول امری را مقرر کنند، هیچ زن و مرد با ایمانی حق انتخاب راه دیگری ندارند. «وَ ما کانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَةٍ إِذا قَضَى اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْراً أَنْ یکُونَ لَهُمُ الْخِیرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ» (احزاب، 36) یعنی آزادی انسان در چهارچوب قوانین الهی است.

در سیاست قرآن، حکومت و قدرت مخصوص خدا، پیامبران و افراد معصوم است و در زمان غیبت و دسترسی نداشتن به معصوم، علمای ربانی باید براساس کتاب آسمانی حکومت کنند. البته این شیوه مخصوص اسلام نیست؛ بلکه در زمان حضرت موسی نیز این گونه بوده است. چنانکه قرآن می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْنَا التَّوْراةَ فیها هُدىً وَ نُورٌ یحْکُمُ بِهَا النَّبِیونَ الَّذینَ أَسْلَمُوا لِلَّذینَ هادُوا وَ الرَّبَّانِیونَ وَ الْأَحْبارُ بِمَا اسْتُحْفِظُوا مِنْ کِتابِ اللَّهِ» (مائده، 44) یعنی پس از انبیا، علما باید براساس کتب آسمانی حکومت کنند، که این همان ولایت فقیه است.

امروزه سیاسیون دنیا، برای رسیدن به اهداف خود، از تهدید و تطمیع و فریب فروگذار نمی‌کنند، ولی سیاست قرآن اجازه نمی‌دهد که برای رسیدن به هدف ذره‌ای از راه حق منحرف شد. «وَ احْذَرْهُمْ أَنْ یفْتِنُوکَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیکَ» (مائده، 49)

در سیاست قرآن، انسان دارای کرامت است و مال و جان و آبروی او محترم است، و هیچ گونه تبعیض میان آدمیان روا نیست. برخورد نیکو، مدارا، تواضع، دلسوزی، سادگی،   عیب¬پوشی، نیکوکاری و انصاف، هدف سیاست دینی است.

در سیاست دینی، حرکت و رشد انسان باید آن‌گونه باشد که عقل و وحی می‌گوید، نه آن‌گونه که تمایلات شخصی یا جامعه می‌خواهد.

در سیاست دینی، نگاه به ابدیت است نه زندگی مادی.

در سیاست دینی، هدف از بدست آوردن قدرت، اقامه نماز و زکات و احیای امر به معروف و نهی از منکر است. «الَّذینَ إِنْ مَکَّنَّاهُمْ فِی الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّکاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْکَرِ» (حج، 41)

در سیاست دینی، هدف از بدست آوردن قدرت، برداشتن غل و زنجیرهایی است که آداب و رسوم غلط به گردن مردم انداخته است. «وَ یضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیهِمْ» (اعراف، 157)

قرآن نمونه هایی از حاکمان و سیاستمداران دینی را این گونه معرفی می‌کند:

الف) ما به ذوالقرنین قدرت دادیم و او در طی سفرهایی به شرق و غرب با کمک مردم و ساختن سدی بزرگ، ایجاد امنیت کرد.

ب) ما به یوسف تدبیری دادیم و او کشور  را از قحطی نجات داد.

ج) ما به طالوت توان جسمی و علمی دادیم و او لشکر متجاوز را تار و مار کرد.

سیاسیون دینی، اطاعت مردم را بر اساس فرمان خدا می‌خواهند، برای وطن دوستی ارزش قائلند، ولی نه به قیمت وطن پرستی.

این سیاست قارونی است که برای رفت و آمد خود در جامعه، انواع تشریفات را ایجاد می‌کند. «فَخَرَجَ عَلى‏ قَوْمِهِ فی‏ زینَتِهِ» (قصص، 79)

این سیاست فرعونی است که خودش را خدای مردم می‌داند و می‌گوید: «أَنَا رَبُّکُمُ الْأَعْلى»‏ (نازعات، 24)

این سیاست نمرودی است که خود را مالک حیات و مرگ مردم می‌داند و می‌گوید: «قالَ أَنَا أُحْیی‏ وَ أُمیتُ» (بقره، 258)

سیاسیون غیر الهی، پا به هر منطقه ای بگذارند فساد می‌کنند. «إِنَّ الْمُلُوکَ إِذا دَخَلُوا قَرْیةً أَفْسَدُوها وَ جَعَلُوا أَعِزَّةَ أَهْلِها أَذِلَّةً وَ کَذلِکَ یفْعَلُونَ» (نمل،34)

در سیاست الهی، مقام‌ها بر اساس لیاقت‌ است. خداوند حضرت ابراهیم را با چند حادثه سخت امتحان کرد و بعد فرمود: «إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً» (بقره، 124)

در سیاست الهی ملاک عزل و نصب‌ها عبارت است از:

1. ایمان: «أَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ فاسِقاً لایسْتَوُونَ» (سجده، 18)

2. تقوا: «إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ» (حجرات، 13)

3. علم: «قُلْ هَلْ یسْتَوِی الَّذینَ یعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لایعْلَمُونَ» (زمر، 9)

4. سابقه: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ أُوْلَئکَ الْمُقَرَّبُونَ» (واقعه، 10-11)

5. توانایی بر حفظ بیت المال: «حَفیظٌ عَلیمٌ» (یوسف، 55)

6. امانت داری و توان جسمی: «إِنَّ خَیرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِی الْأَمینُ» (قصص، 26)

7. هجرت و تلاش: «وَ الَّذینَ آمَنُوا وَ لَمْ یهاجِرُوا ما لَکُمْ مِنْ وَلایتِهِمْ مِنْ شَی‏ءٍ حَتَّى یهاجِرُوا» (انفال، 72)

در سیاست الهی، از تمامی نیروها، گرچه از جنس ما نباشند، استفاده می‌شود. «وَ مِنَ الشَّیاطینِ مَنْ یغُوصُونَ لَهُ وَ یعْمَلُونَ عَمَلاً دُونَ ذلِکَ» (انبیاء، 82)

در سیاست الهی از تمامی نیروها تفقد می‌شود. «وَ تَفَقَّدَ الطَّیرَ» (نمل، 20)

در سیاست الهی، برای پیشرفت و توسعه تلاش می‌شود. «هُوَ أَنْشَأَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ اسْتَعْمَرَکُمْ فیها» (هود، 61) و برای توسعه، از ایمان وتقوا کمک گرفته می‌شود. «وَیا قَوْمِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَیهِ یرْسِلِ السَّماءَ عَلَیکُمْ مِدْراراً وَ یزِدْکُمْ قُوَّةً إِلى‏ قُوَّتِکُمْ وَ لا تَتَوَلَّوْا مُجْرِمینَ» (هود، 52)

یکی از ابعاد امامت، سیاست و حکومت است. در حدیث می‌خوانیم: بنای اسلام بر نماز و روزه و زکات و حج و ولایت است، ولی ولایت و سرپرستی امت که امری سیاسی است، در میان آنها برجسته‌ترین است. البته مسئله امامت، محدود به دنیا نیست بلکه تا قیامت ادامه دارد. قرآن می‌فرماید: به یادآور روزی را که هر گروهی از مردم را به همراه امامشان فرا می‌خوانیم.

قرآن، رهبران الهی را چنین معرفی می‌کند:

زندگی آنان مردمی: «رَسُولاً مِنْهُمْ» (بقره، 129)، همراه با اخلاق نیکو: «وَ إِنَّکَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظیمٍ» (قلم، 4)، رفت و آمد و خوراکشان مثل سایر مردم: «وَ ما أَرْسَلْنا قَبْلَکَ مِنَ الْمُرْسَلینَ إِلاَّ إِنَّهُمْ لَیأْکُلُونَ الطَّعامَ وَ یمْشُونَ فِی الْأَسْواقِ» (فرقان، 20) مردم را برادر خود می‌دانند: «وَ إِلى‏ عادٍ أَخاهُمْ هُوداً» (اعراف، 65)، نسبت به مؤمنین رئوف و مهربانند. «بِالْمُؤْمِنینَ رَؤُفٌ رَحیم‏» (توبه، 128) خود را شاه نمی‌دانند «وَ لا أَقُولُ لَکُمْ إِنِّی مَلَکٌ» (انعام، 50) در عمل به حرفشان پیشگام و مقاوم، اهل توکل و امید و حامی مظلوم هستند.

در سیاست الهی، غیر خودی هم راز گرفته نمی‌شود:  «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا بِطانَةً مِنْ دُونِکُمْ» (آل عمران، 118)

در سیاست الهی، وحدت جامعه حفظ می‌شود: «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا» (آل عمران، 103)

در سیاست الهی، نزاع جایی ندارد: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ» (انفال،46)

در سیاست الهی، جامعه روی پای خود می‌ایستد: «فَاسْتَوى‏ عَلى‏ سُوقِهِ» (فتح، 29)

در سیاست الهی، مکر و فریب و دغل بازی جایی ندارد. قرآن می‌گوید: فریب تاکتیک دشمن را نخورید. جمعی از بزرگان یهود برای تهاجم و شبیخون فرهنگی طراحی کردند که صبح مسلمان شوند و غروب به یهودیت برگردند و با این کار هم بین مسلمانان تردید ایجاد کنند که چرا سخنان پیامبر اسلام آنان را جذب نکرد و هم یهودیان را در راه خود مقاوم کند که بگویند سران ما هم که رفتند، غروب برگشتند. «آمِنُوا بِالَّذی أُنْزِلَ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اکْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» (آل عمران، 72)

باید بدانیم که دشمنان برای ما چه آرزوها و برنامه‌هایی دارند :

آرزو می‌کنند که در تنگنا قرار بگیریم: «وَدُّوا ما عَنِتُّمْ» (آل عمران، 118)

آرزو می‌کنند از موضع خود کوتاه بیاییم. «وَدُّوا لَوْ تُدْهِنُ فَیدْهِنُونَ» (قلم، 9)

آرزو می‌کنند غافل شویم. «وَدَّ الَّذینَ کَفَرُوا لَوْ تَغْفُلُونَ» (نساء، 102)

آرزو می‌کنند دست از مکتب خود برداریم. «وَدُّوا لَوْ تَکْفُرُونَ کَما کَفَرُوا فَتَکُونُونَ سَواءً» (نساء، 89)

نه تنها آرزو، بلکه تدبیر می‌کنند. «وَ یمْکُرُونَ وَ یمْکُرُ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیرُ الْماکِرینَ» (انفال، 30)

نه تنها تدبیر، بلکه پول و امکاناتی خرج می‌کنند. «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا ینْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ لِیصُدُّوا عَنْ سَبیلِ اللَّهِ» (انفال، 36)

ولی خداوند قول داده که همه طرح‌ها را خنثی کند. «إِنهَُّمْ یکِیدُونَ کَیدًا وَ أَکِیدُ کَیدًا» (طارق، 15-16)

قرآن می‌فرماید: علامت دشمن آن است که اگر به شما خیری از قبیل پیشرفت علمی صنعتی نظامی اقتصادی برسد، ناراحت می‌شوند. «إِنْ تُصِبْکَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ» (توبه، 50)

در سیاست قرآنی، نباید در هیچ قرارداد و برنامه‌ای کفار راه نفوذ بر مسلمانان داشته باشند. «وَ لَنْ یجْعَلَ اللَّهُ لِلْکافِرینَ عَلَى الْمُؤْمِنینَ سَبیلاً» (نساء، 141)

قرآن به پیامبرش می‌فرماید: به فکر راضی کردن مخالفان نباش که آنها هرگز از تو راضی نمی‌شوند، مگر اینکه از آنها پیروی کنی. «وَ لَنْ تَرْضى‏ عَنْکَ الْیهُودُ وَ لاَ النَّصارى‏ حَتَّى تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ» (بقره، 120)

بارها در قرآن می‌خوانیم، اسلام سراسر زمین را فراخواهد گرفت. «لِیظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ شَهیداً» (فتح، 28) و سرانجام بندگان صالح وارث زمین خواهند شد. «وَ لَقَدْ کَتَبْنا فِی الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّکْرِ أَنَّ الْأَرْضَ یرِثُها عِبادِی الصَّالِحُونَ» (انبیاء، 105)

در اسلام، استبداد ممنوع است و باید کارهای جامعه با مشورت انجام گیرد. «وَ أَمْرُهُمْ شُورى‏ بَینَهُمْ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ ینْفِقُونَ» (شوری، 38) و هیچ کس از مشورت بی نیاز نیست. «وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ» (آل عمران، 159)

باید از متخصصین گمنام و بی نشان استفاده شود، همانگونه که پادشاه مصر از یوسف که در زندان بود، برای تعبیر خوابش و حل مشکل قحطی استفاده کرد.

در سیاست قرآنی؛ رجوع به کارشناسان و خبرگان، اصل است. «فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ» (نحل، 43) توجه به اهم و مهم اصل است. قاعده لا ضرر اصل است: خواه ضرر به خانواده باشد، «وَ لا تُضآرُّوهُنَّ لِتُضَیقُوا عَلَیهِنَّ» (طلاق، 6) خواه آموزش های مضرّ و بی¬فایده باشد. «وَ یتَعَلَّمُونَ ما یضُرُّهُمْ وَ لا ینْفَعُهُمْ» (بقره، 102) خواه ضرر مکتبی باشد. «وَ الَّذینَ اتَّخَذُوا مَسْجِداً ضِراراً» (توبه، 107) خواه ضرر به مردم باشد. وَ لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوانِ (مائده، 2)

در سیاست اسلام، دعوت مردم به دین از طریق حکمت و موعظه و مناظره است. «اُدْعُ إِلى‏ سَبیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَ جادِلْهُمْ بِالَّتی‏ هِی أَحْسَنُ» (نحل، 125)

در سیاست اسلام، حتی در جبهه جنگ اجازه تحقیق برای شناخت دین داده می‌شود. «وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِکینَ اسْتَجارَکَ فَأَجِرْهُ حَتَّى یسْمَعَ کَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ» (توبه، 6)

در سیاست قرآن، دفاع از مستضعفین واجب و ترک آن مورد توبیخ قرار گرفته است. «وَ ما لَکُمْ لا تُقاتِلُونَ فی‏ سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ» (نساء، 75)

این مقدمه با نگاهی گذرا به آیات سیاسی قرآن بود که بدون شک دین از سیاست جدا نیست. ان‌شاءالله با مطالعه این کتاب به شناخت بیشتری در این زمینه خواهید رسید.

موضوع: ائمه معصومین علیهم السلام،  دین و سیاست ،  فرهنگ پایداری،  جنگ نرم، 

 

سلام علی آل یاسین . . .

نویسنده: سید | ساعت: 12:48 ق.ظ

نوای نای نیستان
ضمیر روشن باران
گل همیشه بهارم
خدا کند که بیایی...

حتما گوش کنید :
دریافت(حجم 860کیلوبایت)

 

فرزاد جمیشدی هم توسط رسانه ها حذف گردید!

نویسنده: سید | ساعت: 11:21 ق.ظ



به گزارش صابرنیوز به نقل از بی باک، فرزاد جمشیدی که در کارنامه خود ۲۰ سال همکاری با سازمان صداوسیما را دارد، با انتشار نامه‌ای برای همیشه از کار اجرا خداحافظی کرد.

نامه فرزاد جمشیدی را در ادامه می‌خوانید:

«هو الحلیم‌ الخبیر»

سر سفره‌ چاشت صبحگاهی، مادرم چایی شیرین قصه‌هایش را به دستمان می‌داد. از همان جا بود که قصه‌های قرآن در جانم آشیان کرد و حرارت حقیقت این کلام کبریایی، یخبندان دروغِ اهلِ دنیا را در خاطرم ذوب کرد تا باور کنم تنها رسولان حق‌اند که ویترین واقعیتشان از متاع محبت، پُر است و از قرار روزگار، همانانند که شیشه مغازه‌ معنویشان، پیوسته با سنگ مزاحمتِ بدخواهان می‌شکند و هر که با تابلوی «یاد خدا» دکان دوستی بنا کرد، بساط سخنش را می‌چینند و معرکه‌اش را بر هم می‌زنند!

هنوز از تلخی روزگار، دو قاشق از آن چای خوش عطر و طعم قصه‌های قرآنی مادرم، در خاطرم هست که گلوی گرفته‌ بغض را باز کند و سلام خوبی برای این نامه‌ خداحافظی باشد.

مادرم می‌گفت: موسای کلیم الله (ع) از خدا خواست حکمی فرما تا از حرف مردم، در امان باشم! پروردگار فرمود: کاری که برای خود نکرده‌ام! چگونه برای تو انجام دهم؟!

هنوز در کوهستان گذر عمر، پژواک صدای مادر، باقی است که می‌گفت: نمرود خواست با خدا مبارزه کند؛ دستور داد ارابه‌ای آماده کنند. آنگاه ارابه را به پای مرغی بزرگ بست و تکه گوشتی جلوتر از دهان مرغ گذاشت تا به هوس آن به آسمان پر بکشد! سپس نمرود رو به آسمان چند تیری انداخت به این پندار که سمت پروردگار، تیر پیکار افکنده!

آن وقت مادرم از همسایگی دو خاطره، نتیجه می‌گرفت:

اولین ملامتی عالم، خودِ خداست که انسان را هم که خلق کرد، فرشته‌ها از روی عبادت (و نه از روی لجاجت) ملامتش کردند. حال آنکه نمی‌دانستند آدمی غیر از خون ریختن، فرشته خصال هم خواهد شد و به عطر اخلاق محمدی(ص)اش، دنیا را تسخیر خواهد کرد. پس پسرجان! اگر می‌خواهی در این عالم بمانی، یا از نیل مشکلات، عبور کن که دست فرعون بددلی به تو نرسد و یا آنقدر بالا برو که تیر عداوت نمرود، به تو اثر نکند!

من - این حیرت زده‌ی دیار دنیا - که نه عصای استقامت موسی(ع) دارم و نه آبروی صبر ابراهیم خلیل‌الله(ع)، بی‌ریا با همان لهجه‌ سحرگاهی ماه خدا، این نامه را به نشانی مردم سرزمین‌ام پست می‌کنم. آن‌ها مرا خوب می‌شناسند. مردم میهن‌ام مرا از اینترنت پیدا نکرده‌اند که حالا با دو خط خبر، مرا در شوره‌زار اینترنت، تنها رها کنند.

هموطنان جغرافیای ایران! همسایه‌های تاریخ دین و ایمان! همکلاسی‌های درس سخت وجدان! سلام سال‌ها به دعای شما دانش اندوختم تا سکه‌ سخنم را در بازار انتخاب خود، بخرید و متاع محبت و حرف حساب‌ام را به خانه‌ خاطر پسندی خود ببرید. ترسِ مقدسِ سخن گفتن در قاب تلویزیون که معیار جهانی‌اش به من آموخته: «یک دقیقه حرف زدن در تلویزیون، یک ساعت مطالعه می‌خواهد» اسب استعداد مرا نهیب زد که باید یک نفس در دشت دانش بدوی و اگر می‌خواهی خوشه‌ علم برای مخاطبینِ تلویزیون بدوی باید صدبرابر آنچه می‌گویی، بشنوی!

حاصل این نخوردن‌ها و نخفتن‌ها و دویدن‌ها آن شد که «کتابخانه‌ام بزرگ‌تر از خانه‌ام شد» و اعتبار اعتنای مردم خوب میهنم، مثل سنجاقکی روی سینه‌ام نشست تا بدان حد که بعنوان «مرغ سحر» بالاتر از نام فرزاد جمشیدی، مسئولیت امانتی به اندازه‌ واجب نماز و روزه بر دوشم وانهاد.

هفت سال این بار امانت را با درستکاری و روزه‌داری بر دوش کشیدم و هر چه به خانه‌ محمد و آل محمد (ص) نزدیک‌تر شدم، لهیب آتش کینه‌ ابوالهب‌ها بیشتر شد؛ اینک یکسال از اجرای آخرین برنامه‌ سحرگاهی «ماه خدا» بر من و ما می‌گذرد. در این یک سال، ابر سوء تفاهم میان من و مخاطب‌ام سایه انداخت ولی چون نمی‌توان چهره‌ خورشید حقیقت را با مشتی گل دروغ پوشاند، عاقبت، آفتاب بر پهندشت وجدانِ اهل حق تابید و کشتی شکسته‌ دروغ، به گل رسوایی نشست. در چهار ضلعی «من، رسانه، شاکی و قوه‌ی قضاییه»، انصافاً هر یک نقش خود را خوب ایفا کردند ولی ناضعلی نادان‌های اینترنت، پیش از رسیدگی قضایی، نظم اخلاق را بر هم زد و عقرب قلم دروغ چند میرزا بنویس که اصولا خبرنگار نیستند، عقربه‌ سرعت خوانندگان را بالا برد تا از شیطان، سبقت بگیرند و در سراشیبی غیبت، سقوط کنند!

شلاق، زندان اوین، حکم جلب، دستبند، نامعروف، نامشروع.... و دیگر صفات اشیاء ناپسند را حتی بی‌اطلاع شاکی پرونده و بی‌استدلال و استفاده عقل و قضا، در کنار اسم من قرار دادند تا با شیطان هم‌غذا شوند؛ غیبت مرا بکنند و در حمام تهمت، گِل گناه مرا بشوند.

اکنون سبکبار می‌نویسم:

در این یک سال که بر من به اندازه‌ یک عمر گذشت، تیر گمانه‌زنی مردمی که اسیر امواج ملتهب فضاهای مجازی قرار گرفته بودند، بسیار به سویم پرتاب شد. در فرودست آن مرتبه‌ اوج و عرفان سحرگاهان رمضان، مثل دامنه‌های کوهسار زندگی‌ام، آشغال دروغ، بسیار ریختند. محیط زیست پاک رمضانی من و مردم را آلودند و میزان آلاینده‌های مورد رضایت شیطان و دشمنان را به حداکثر خود رساندند. پس بنا به تدبیر مادرم و راه کار موسوی و ابراهیمی که قبلاً آموخته بودم سعی کردم بالاتر بروم تا خدنگ خدعه و بدی در دلم ننشیند و ننشست.

زندگی در دیار پُر از حسادت دنیا به من آموخته: در جایی که هنوز برای خاتم پیامبران (ص) به هزینه‌ی شیطان، فیلم می‌سازند! من فقط می‌توانم به شهید فهمیده، اقدا کنم؛ یک نارنجک، به خود ببیندم و لااقل یک تانک تهمت را منهدم کنم!!

این خداحافظی، نتیجه‌ رسیدن به یک جاده‌ی جدید در زندگی من است:

آنچه در حق فرزاد جمشیدی گفتند و نوشتند و پراکندند، نزد خدا، گم نمی‌شود. با این خداحافظی نیز چیزی بیشتر از آنچه رخ داده، از آبروی فرزاد جمشیدی، کم نمی‌شود! فقط می‌ماند یک تسویه حساب ساده که موعدش روز جزا و قضاوتش به عهده علی بن موسی‌الرضا (ع) است. بالا بلند نجیبی که از روز اول کارم در سازمان صدا و سیما، آبروی خودم را با آبروی رضای آل مرتضا (ع) گره زده‌ام. آن تسویه حساب، این است:

- اگر آنچه درباره‌ فرزاد جمشیدی گفته‌اند، حقیقت دارد، چه وقیحم من که باز هم رو به روی چشم سیاه دوربین بنشینم و از بخت سپید سحرگاهی رمضان، با مردم و روزه‌داران سخن بگویم!

اما اگر آنچه نوشیدند و نوشتند و نشر دادند، حقیقت نداشته باشد چه کم توانم من که بخواهم تمامی ذهن‌های مخدوش را ترمیم کنم و چه کم‌توان‌تر و نحیف‌ترند آن‌هایی که باید رو به روی همین یک آینه از آیه‌های قرآن بایستند و خدای خویش را پاسخ گویند. کدام آیه؟

ای کسانی که ایمان آورده‌اید! اگر فاسقی برایتان خبری آورد، تحقیق کنید. مباد که از روی نادانی، به مردمی آسیب برسانید. آنگاه از کاری که کرده‌اید، پشیمان شوید. (سوره‌ مبارکه حجرات - آیه نورانی ششم)

پس بگذار میان من و دروغ پردازان و مُمَهدین و باعثین این خدعه خصمانه، قرآن و امامان معصوم (ع) قرار گیرد. اینک که خود دروغ می‌سازند و سپس آبروی ایمانی و قرآنی و انقلابی صدا و سیما و همه کارکنانش را با همان متر و مقیاس دروغ، اندازه می‌گیرند، من بروم بهتر است تا دامان این همه مجری، گوینده، تهیه کننده، کارگردان و هنرمندان شریف و تحصیل کرده‌ی صدا و سیما، آلوده شود.

البته خلاف آنچه که دیگران فکر می‌کنند شاید این قلم و صاحب‌اش گله‌مند و منکسر و اندوهگین و از کار افتاده باشند اما به جای گله‌گذاری چند تشکر است که به چندین نفر بدهکارم!

از سید عزت الله ضرغامی (رییس رسانه ملی) که در تندباد حواشی که مثل ابر مرثیه از سَرَم عبور می‌کرد، به من‌آموخت: عزت را خدا و ماه خدا به تو داده‌اند نه رسانه‌ها و نه فقط صدا و سیما، سپاسگزارم.

از سید رمضان موسوی مقدم (قائم مقام صدا و سیما) از علی دارابی (معاون سیما) و از مهدی فرجی(مدیر شبکه یک) به عنوان کوهواره‌های ادب و اخلاق که در بارش بی‌دریغ تیغ‌های تهمت و دروغ علیه من، سایبان مهرشان را از سَرَم دریغ نفرمودند، سپاسگزارم.

از سایت‌های اینترنتی که بخاطر چند کلیک بیشتر، آبروی مرا به آتش کشیدند ولی حلقه‌ جهنم را برای خود کوبیدند و هیزم این آتش را بر دوش خویش، حمل کردند و به من یاد دادند معنی حقیقی این ضرب‌المثل را که: «آتش هر چقدر هم تند و تیز باشد فقط خودش را می‌سوزاند» و یا این ضرب‌المثل که چاه کن همیشه تهِ چاه است، ‌سپاسگزارم.

از همه رسانه‌هایی که با انتشار اخبار غیرواقع و شلیک ترکش‌های تهمت به من، درصد جانبازی‌ام را نزد خدای دانای راز، بالا بردند، سپاسگزارم.

از آن‌ها که جسم بی‌جان و متعفن شهرت دنیایی مرا روی دوش دروغ، تشییع و در گورستان گمنامی، دفن کردند،‌ سپاسگزارم.

از تعدادی از کارکنان بخش ویژه‌ای از سازمان صدا و سیما مثل آقایان: (م- ا)، (م- خ)، (س)، (ک) که با هدایت آقای (ر) به جای حراست از آبرو و تقدس خدادادی، مجری برنامه‌های رمضان، زخم اهل کوفه را بر دل‌ام نشاندند، سپاسگزارم.

از همه آن‌ها که آلبوم دیانت و شیعه بودن مرا با چند تکه از ذغالِ دلِ سوخته‌ی امیرالمؤنین علی (علیه السلام) سوزاندند تا من هم فردای قیامت، احساس کنم هم تیمی ولایت علوی (ع) هستم، سپاسگزارم.

از همه بی معرفت‌هایی که دو تا تکه سنگ (از همان جنس که ابوجهل به سمت پیامبر (ص) می افکند)، یک لقمه از خشم فرو خورده‌ی امام کاظم (ع) و یک کف دست از دشت مظلومیت امام حسن مجتبی (ع) را به موزه‌ تجربه‌ی من بخشیدند تا آموزه‌ عمرم شود، ممنونم.

از همه آن‌ها که با غیبت از من، سر کلاس رضایت خدای کریم، غیبت کردند و با انجام این گناه، اولآً زباله‌ معصیت مرا به پذیرایی اعمال خیر خود بردند و در ثانی، اعمال نیک و ثواب خود را به من هدیه کردند، سپاسگزارم.

از همه مسؤولان برگزاری برنامه‌ها، همایش‌ها و مراسم‌ها در بخش‌های دولتی و خصوصی، که مومنانه به حاشیه‌ها و شایعات درباره این بنده‌ حقیر خدا، توجهی نکردند و ذره‌ای از اعتمادشان نسبت به فرزاد جمشیدی، کاسته نشد، سپاسگزارم.

از آن‌ها که به فتوای فضای مَجاز، گناه کردن را برای خود مجاز کردند و با سنگ دروغ، قامتِ غرور دروغین مرا شکستند، تشکر می‌کنم. از آن‌ها که چهره‌ زرد ترس مرا در «تابه‌ تهمت» و «روغن معصیت» خودشان، سرخ کردند تا مزه شیرین شهامت را احساس کنم و برای ماندن در عرصه‌ شهرت، به هر ناکسی، التماس نکنم، تشکر می‌کنم.

از برادران هم خانواده‌ رسانه‌ای‌ام که مثل برادران غیور یوسف (ع) با درج خبرهایی سراسر دروغ، مرا به چاه امتحان خدا انداختند و از بعضی دیگر از خبرگزاری‌ها مثل «جهان نیوز، مهر، تبیان» و همانندشان که با بی‌اعتنایی کامل به این قبیل شایعات، ریسمان نجات‌ خویش و من شدند، سپاسگزارم.

در پایان و در آستانه رسیدن به نیمه راه شعبان و طلوع تولد حضرت صاحب‌العصر و الزمان (عج) برای همه شما مردمان، مؤمنان، روزه داران و سفره داران سحرگاهان ماه رمضان، بهار قرآنی خوبی آرزو می‌کنم. من هفت سال به جای سحری، کلمه و واژه نوش جان کردم و همچو آرش، جان در پیکان نهادم تا تیر توفیق‌ام از مرز خستگی بگذرد و جغرافیای جان روزه داران را وسعت دهد. برای اجرای چنین برنامه‌ای باید سربازی کرد نه سلطانی و برای استحقاق نشستن سر سفره‌ سحرگاهی رمضانی، باید خدمتگزاری کرد، نه میزبانی!

برای این بهار رمضانی هم الان در حق خودم، تأفلی به حافظ شیرین بیان زدم، چه مناسب آمد:

ارغنون ساز فلک، رهزن اهل هنر است

چون از این غصه ننالیم و چرا نخروشیم

گل به جوش آمد و از می نزدیم‌اش آبی

لاجرم ز آتش حرمان و هوس می‌جوشیم

حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما

بلبلانیم که در موسم گل، خاموشیم

از همه سپاسگزارم؛ چه آن‌ها که ترک‌ام کردند و چه آن‌ها که درک‌ام کردند.

خدا نگهدارتان امیدوارم در کلاس حضور قلب خدا، با دلی خالی از دنیا پیوسته حاضر و پابرجا بمانید.

اوایل گل سرخ و انتهای بهار - فرزاد جمشیدی


موضوع: دین و سیاست ،  فرهنگ پایداری،  خبر،  رسانه،  جنگ نرم، 

 

جوابی دوستانه به آقا حسین قدیانی

نویسنده: سید | ساعت: 12:03 ب.ظ

جوابی دوستانه به آقا حسین قدیانی

بابت مطلب "تبریک به گروه پایداری بابت اول شدن حسن روحانی!! "

حسین جان پسر گلم
معلومه هنوز بزرگ نشدی
آقا حسین درسته که بابت پدر بزرگوارتون شما محترمید و… ولی این نباید باعث بشه که بابت یک شکست چشماتون روببندید و منفعلانه از خطوط قرمز بگذرید. این آقایونی که شما انحرافی و… میخوانیشان همون کسانی هستند که شما و خیلی از دوستانتون پای منبرشون انقلابی گری و خدا و پیغمبر رو شناختی.
مجموع رای همه کاندیداها شکست خورده بعلاوه آرا باطله به رای آقای روحانی نمیرسید. گیریم که آقای جلیلی هم نمی آمد آقای ولایتی را چه می کردید و اگر ایندو هم نمی امدند و شما در بهترین شرایط همه اراء این دونفر رو هم جمع می کردید بازهم – که البته بعید به نظر میرسه- بازهم روحانی بیشتر از نصف مجموع آراء رو داشت و مرحله اول رییس جمهور بود.
ضمنا شما که از تخریب حاج باقر ناراحتید خودتون و دوستانتون رو هم ببینید که چطور بقیه رو به تیغ تخریب بستید نباید منتظر باشید که در طرف مقابل بابت تخریب از شما تشکر کنند! اونجا هم هستند مثل برخی دوستان شما کسانی که رعایت تقوا رو نکنند یا حداقل با نقد منصفانه بتوانند چهره کاندیدای شما رو مخدوش کنند.
به هر حال چیزی که مغفول مانده عملکرد چند سال اخیر اصولگراهاست . وقتی که علیرغم نهی رهبری اصلی فرعی نکردیم و با بت ساختن از گروه انحرافی هر تخریبی رو علیه دولت منتسب به اصولگرایی روا دانستیم وقتی که دوستان بزرگوار اصولگرای شما در مجلس بابت لجبازی شخصی با دولت حاضر نشدند فکری برای اصلاح مشکلات اقتصادی کنند وقتی که برخی علمای بزرگوار، دولت منتسب به اصولگرایی رو از دولت اصلاحات هم سیاه تر نشون دادند وقتی برخی از همکاران لباس پوشیده شما بجای رصد تحرکات جریان مقابل نظام و کارفرهنگی و بصیرت افزایی در جلسات بصیرتی و بیانیه هاشون به سیاهنمایی دولت منتسب به اصولگرایی پرداختند و بعداز صدها دست موارد اینچنینی و عدم تشخیص این نکته که داریم در زمین دشمن بازی می کنیم! باید منتظر می بودیم که مردم رویکردشون عوض بشه و با یک رای قاطع گفتمان دیگری رو برگزینند. مصداق این شعر شدیم که یکی بر سر شاخ و بن میبرید… همه ما با دست خودمون و از سر ناشکری گفتمان خودمون رو به مسلخ بردیم.

راستی شنیدم مطلب شما و آهستان رو بی بی سی با ذوق پخش کرده! فکر کنم آمارتون خیلی بالا بره، و حضرت امام هم یه چیزایی گفته بود درباره ذوق زدگی دشمن!

بگذریم فکر کنم بهتره حالا دیگه به صورت هم پنجه نکشیم. ما و شما همه منتسب به اصولگرایی هستیم و یک گفتمان داریم بهتره که از این وضع درس عبرت بگیریم. شرایط کنونی میطلبه که حتی یکنفر از دوستانمون رو هم از خودمون نرنجونیم به هم نزدیک بشیم شاید با شبکه سازی بتونیم فشارهای جریان سازش رو بر رهبری عزیز کم کنیم.

 

در آخر این چند حرف رو با هم دوباره مرور کنیم بد نیست:

امروز روز هدایت نسلهاى آینده است. کمربندهاتان را ببندید که هیچ چیز تغییر نکرده است. امروز روزى است که خدا اینگونه خواسته است. و دیروز خدا آنگونه خواسته بود. و فردا انشاءاللّه روز پیروزى جنود حق خواهد بود. ولى خواست خدا هر چه هست ما در مقابل آن خاضعیم. و ما تابع امر خداییم، و به همین دلیل طالب شهادتیم.
پیام پذیرش قطعنامه امام خمینی(ره)

 

بچه ها اگر شهر سقوط کرد آنرا دوباره فتح می کنیم ،مواظب باشید ایمانتان سقوط نکند . (شهید محمد جهان آرا)

 

إِن یَمْسَسْکُمْ قَرْحٌ فَقَدْ مَسَّ الْقَوْمَ قَرْحٌ مِّثْلُهُ وَتِلْکَ الأیَّامُ نُدَاوِلُهَا بَیْنَ النَّاسِ وَلِیَعْلَمَ اللّهُ الَّذِینَ آمَنُواْ وَیَتَّخِذَ مِنکُمْ شُهَدَاء وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الظَّالِمِینَ (140 آل عمران)

اگر به شما آسیبى رسیده آن قوم را نیز آسیبى نظیر آن رسید و ما این روزها[ى شکست و پیروزى] را میان مردم به نوبت میگردانیم [تا آنان پند گیرند] و خداوند کسانى را که [واقعا] ایمان آورده‏ اند معلوم بدارد و از میان شما گواهانى بگیرد و خداوند ستمکاران را دوست نمیدارد.(140 آل عمران)

 

هر وقت که از اخبار کشور، چیزهایی را می‌شنوم و ناراحت می‌شوم، یک لحظه که فکر می‌کنم و می‌بینم سایه ولی فقیه بالای سرمان است، تمام غم و غصه ام فراموش می‌شود و خیلی زود می‌روم و سجده شکر به جا می‌آورم که اداره امور کشور دست جانشین معصوم است   (شهید عبدالمجید رحیمی)

 

یاعلی پسرم!

 

در این باره بخوانید:

مصاحبه استاد پناهیان بعد از انتخابات

یامین‌پور: جرم ما این بود که عریان بودن پادشاه را نشان دادیم

موضوع: دین و سیاست ،  فرهنگ پایداری،  انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

مشارکت عمومی در انتخابات

نویسنده: مــس | ساعت: 07:01 ق.ظ

موضوع: دین و سیاست ،  انتخابات(حماسه سیاسی)، 

برچسب ها: پوستر مشارکت در انتخابات، جذب حداکثری،

 

بزرگترین دروغ به ملت ایران در انتخابات

نویسنده: مــس | ساعت: 07:11 ق.ظ


پناهیان:
در این انتخابات دروغ بزرگی به مردم القاء شد و آن این بود که اگر در مذاکرات هسته‌ای کوتاه بیاییم تحریم‌ها برداشته می‌شود. اما ما با رأی خودمان این دروغ بزرگ را برملا می‌کنیم.

پوستر


موضوع: دین و سیاست ،  انتخابات(حماسه سیاسی)، 

برچسب ها: دروغ بزرگ به ملت ایران، تحریم ها شکست، مذاکرات هسته ای،

 

بنفــش!

نویسنده: مــس | ساعت: 07:50 ق.ظ

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)،  دین و سیاست ، 

برچسب ها: بنفش سبزی دیگر، روحانی بنفش،

 

نشریه "زاویه از خط ولایت" نسخه اول ...

نویسنده: مــس | ساعت: 06:42 ق.ظ


نشریه مطلع فجر به صورت ویژه نامه در خدمت دوستان
با موضوع و بررسی انحراف از خط ولایت تاچه حد پذیرفتنی است

صفحه اول



صفحه دوم



ادامه دارد...

موضوع: دین و سیاست ،  انتخابات(حماسه سیاسی)، 

برچسب ها: انحراف قالیباف از خط ولایت، چرا قالیباف اصلح نیست؟،

 

استاد دانشگاه علامه: دکتر جلیلی نقطه عطف در تاریخ انقلاب اسلامی است

نویسنده: سید | ساعت: 06:06 ب.ظ

دکتر انتظاری، استاد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبائی (ره) و مدیر گروه پژوهشگری دانشکده علوم اجتماعی

شرایط کنونی جامعه ایرانی را در عرصه انتخابات و گفتمان انقلاب اسلامی چگونه ارزیابی می کنید؟

انقلاب اسلامی طی سه دهه گذشته فراز و فرودهای بسیاری را پشت سر گذارده است. هر چند برخی معتقدند این فراز و فرودها گویای روند تکاملی گفتمان انقلاب اسلامی است لکن به نظر می رسد برخی از انفعالها و تحریفهای صورت گرفته موجبات زاویه گرفتن از اهداف و آرمانهای انقلاب اسلامی ایجاد کرده باشد. به خوبی دیدیم که به محض اینکه سران جامعه ایرانی به گفتمان انقلاب اسلامی جان دیگری بخشیدند جریانهای اسلامی در کشورهای منطقه به حرکت در آمدند. حاصل رونق این جنبشها پدیده ای است که عمدتاً تحت عنوان بیداری اسلامی شرایط و توازن قدرت را در منطقه و کشورهای اسلامی تغییر داد. در واقع مهم این است که بدانیم ماهیت گفتمان انقلاب اسلامی فراملی و از جنس مقاومت است تحریفهای ملی گرایانه، غرب گرایانه و منفعلانه لطمات جدی به آن وارد کرده است. نه تنها گفتمان انقلاب اسلامی اقتضای فراملی شدن دارد بلکه هر گفتمانی برای تداوم و حیات، چه در مرزهای ملی و چه در سطح جهان محتاج فراملی شدن است. مدرنتیه هم مادامی که در مرزهای ملی محبوس باشد امکان حیات خود را از دست می دهد و به همین دلیل گرایشهای فرامدرن عملا ً  از مرزهای ملی خارج شده و به سمت جهانی شدن و یا جهانی سازی پیش رفته است.

از طرف دیگر فرایندهایی که تحت عنوان جهانی بر جهان امروز حاکمیت یافته اند بیشتر از دو راهبرد پیش روی ما نگذارده اند. راهبرد اول پذیرش این فرایندها و تنظیم شرایط ملی با آنها و گرفتن سهم خود از طریق همکاری در جهت حاکمیت این فرایندها. این راهبرد شامل مواجهه منفعل و فعال با فرایندهای رایج جهانی است. در نظر نگرفتن فرایندهای فراملی به خودی خود در ذیل مواجهه منفعل قرار می گیرد. راهبرد دوم مواجهه پویشگرانه (proactive) با این فرایندها و استفاده از ظرفیتهای مقاومت در برابر تحمیل است. این مطلب را به نحو مبسوط در مقالهای تحت عنوان «قطبی شدن به منزله جایگزینی برای مفهوم جهانی شدن» که در فصلنامه سیاست منتشر شده است، توضیح داده ام. بحث این است که قطب غالب غرب عملاً در شرایطی که رقیبی در میان نداشته است خود را به عنوان جهان معرفی کرده است و به همین دلیل آن را قطب جهان نما نامیده ام. لکن عملکرد قطبی آن از طریق شکل گیری مقاومت در جوامعی که از بنیانهای تمدنی برخوردارند ظرفیت ایجاد قطبهای رقیب را فراهم ساخته است. این ظرفیت همان چیزی است که گفتمان انقلاب اسلامی بر آن تمرکز دارد. این ظرفیت همان است که از دل آن جایگزینهایی (آلترناتیوهایی) برای مردمسالاری غرب تحت عنوان «مردم سالاری دینی» یا «ولایت فقیه» بیرون می آید؛ در توسعه نیز بر الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به جای مدرنیته تأکید می کند؛ یا پیشرفت عدالت محور را جایگزین نظام سرمایه داری می کند و به همین ترتیب در عرصه فرهنگ نیز جایگزینهایی را برای جهان امروز معرفی می کند.  حساسیت این امر آن وقت برجسته می شود که طرح تقسیم کار جهانی را زیر سوال می برد؛تقسیم کاری که موجب شده تغییرات عمده ای در مناسبات میان کشورها و جوامع برقرار شود و فعالیتها وسطح توسعه اقتصادی آنها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. در این تقسیم کار، عملاً تحقیقات ودانش در آمریکا متمرکز شده است. اروپا به طراحی میپردازد و در چین، هند، مالزی و کشورهای اقماری آنها تولید صنعتی بر پایه دسترسی به منابع و نیروی کار ارزان صورت می گیرد، امارات و سنگاپور نیز نقش مراکز مبادله را ایفا می کنند و کشورهای خاورمیانه نیزسوخت فسیلی آنها را تأمین کنند. ورود جمهوری اسلامی ایران به باشگاه هسته ای نه فقط فناوری نوینی را برای مردم ما به ارمغان آورده است بلکه مهمترین خطر آن برای قطب جهان نما آن است که این تقسیم کار را به خطر می اندازد.

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

BBC و VOA جلیلی را بهتر از ما می‌شناسند!

نویسنده: سید | ساعت: 05:53 ب.ظ

بعد از مدتی که فرصت به روز کردن وبلاگ پیش نیامد، قصد دارم امروز چند خطی از انتخابات و از خوشحالی‌هایم بنویسم.

اول اینکه بسیار خوشحالم از اینکه تا اینجای کار، اولین انتخابات ریاست جمهوری بعد از فتنه، دارد اینگونه پر شور و حرارت به پیش می‌رود. علی‌رغم اینکه بسیاری از تحلیل‌گران معتقد بودند این انتخابات، انتخابات سردی خواهد بود، اما آن چه که تا امروز دیده‌ایم چیز دیگری را نشان می‌دهد و تقریباً از همۀ سلیقه‌های سیاسی موجود و در چارچوب نظام، نماینده داریم و باز هم تحریمی‌ها در اقلیّت هستند. گویا همه دارند مقدمات یک «حماسۀ سیاسی» را فراهم می‌کنند تا خروجیِ آن حماسۀ سیاسی، به کمک مردم، یک «حماسۀ اقتصادی» را رقم بزند.

دوم اینکه بسیار خوشحالم از اینکه می‌بینم کف انتظار مردم از کاندیداها بالاتر رفته است و دیگر به حداقل‌ها راضی نیستند. امروز مردم، کاندیداها را به صِرف سابقۀ وزارت و وکالت‌شان، «رجل سیاسی» به حساب نمی‌آورند و کفایت جدی‌تر و عمقی‌تری را در آنها جستجو می‌کنند. امروز اگر کسی داعیۀ کاندیدا بودن برای ریاست جمهوری دارد، باید بتواند تودۀ مردم را با خود همراه کرده و آنها را قانع کند که به او رأی بدهند؛ از طرفی آنها هم دیگر به این سادگی‌ها مجاب نمی‌شوند. امروز قوۀ تشخیص سره از ناسره در مردم ما بالاتر رفته است.

سوم اینکه بسیار خوشحالم از اینکه گفتمان عدالت جای خود را باز کرده است. اگر سال 84، احمدی‌نژاد یک‌تنه پرچم‌دار گفتمان عدالت بود و بسیاری او را به خاطر همین برخوردهای «غیردیپلماتیک و دهاتی‌اش» ریشخند می‌کردند، اما امروز مردم، آن‌گونه به این گفتمان روی آورده و متمایل و معتقدند که می‌بینیم برخی از کاندیداها، برای جلب نظر مردم هم شده، رو به تقلید از احمدی‌نژاد 84 آورده، تظاهر به ساده‌زیستی کرده و به شعارهای سوم تیری متمسّک شده‌اند. «تظاهر» امر مطلوبی نیست، اما تظاهر به این رفتار، نشان از ارزشمندی آن در بین توده دارد. چیزی که نسخۀ تقلبی‌اش به بازار می‌آید، قطعاً چیز ارزشمندی است، وگرنه کسی وقت‌ش را صرف ساختن نسخۀ تقلبی چیزی بی‌ارزش نمی‌کند.

چهارم اینکه بسیار خوشحالم از اینکه این دوره، عمدۀ انتخاب‌مان بین خوب و خوب‌تر است. تا همین دورۀ قبل در بسیاری از اوقات مجبور بودیم بین «بد و خوب» یا شاید هم «بد و بدتر» انتخاب کنیم، اما امروز انتخاب ما بین خوبان است. این یک اتفاق بسیار مثبت است، هرچند در این شرایط، انتخاب سخت‌تر و دقیق‌تر می‌شود. انتخاب امروز ما بین «عقب‌گرد و پیشروی» نیست، بلکه بین «سرعت کمتر پیشرفت و سرعت بالاتر پیشرفت» است. 

اما...

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

محصولی در حمایت از جلیلی گفت: جلیلی یک فرد مردمی است و به هیچ باندی وابسته نیست

نویسنده: سید | ساعت: 05:49 ب.ظ

محصولی در حمایت از برنامه های سعید جلیلی گفت: عدالت که وجود داشته باشد، پیشرفت هم اتفاق می افتد، ولی پیشرفت بدون عدالت، توسعه به مفهوم غربی است.

 به گزارش سرویس "تا انتخابات" بی باک، صادق محصولی در جمع دانشجویان دانشکده نفت اهواز اظهار کرد: آنچه که در اسلام مهم است این است که ما وظیفه داریم به نامزد اصلح رای بدهیم و رهبر معظم انقلاب در فرمایشات نوروزی خود در سال جاری از صالح مقبول نام نبردند، بلکه پنج مرتبه واژه اصلح را به کار بردند.

وی با تاکید بر اینکه وظیفه ما شناخت اصلح است، افزود: این سوال پیش می آید که چرا باید به اصلح رای بدهیم؟ توجه داشته باشید که همه کارهای خداوند بر اساس انتخاب اصلح بوده و ما نیز باید روش خداوند را در پیش بگیریم. خداوند رسول اکرم (ص) را به عنوان پیامبر برگزید، چراکه اصلح تر از ایشان در جهان نبود. در آن زمان پیامبر (ص) اقلیت طرفداران را با خود داشت، نه اکثریت را.

این عضو جبهه پایداری تصریح کرد: باید به تکلیف عمل کنیم و تکلیف مداری وظیفه یک فرد حزب اللهی و مومن است. تکلیف ما هم انتخاب اصلح است. آیات و روایاتی داریم که ویژگی های اصلح را به ما معرفی می‌کند، ولی شاید تفسیر و تعبیر آنها برای برخی مردم دشوار باشد، لذا امام (ره)‌ و مقام معظم رهبری درباره ویژگی های اصلح سخن گفته اند و باید به فرمایشات این بزرگواران رجوع کنیم.

محصولی خاطرنشان کرد: از بارزترین شاخص های اصلح همان است که رهبری می فرمایند که قبل از هر چیز فرد باید اخلاص و صداقت داشته باشد. یعنی اگر فردی همه فن حریف هم باشد ولی اخلاص و صداقت نداشته باشد، بیشتر از بیت المال سرقت می کند. اکنون می بینیم که برخی از این نامزدها در گذشته مسئولیت هایی داشته اند و باید ببینیم که در آن مسئولیت ها چقدر با مردم صداقت داشته اند.
 
این عضو جبهه پایداری افزود: هرگز کسی نمی گوید که "ماست من ترش است" و همه می گویند که تورم را اینچنین می کنم و عدالت برپا خواهم کرد و نمونه چنین وعده هایی را می دهند؛ آقای سعید جلیلی چنین وعده هایی نداده، بلکه وعده گفتمانی می دهد و اساس را هدف قرار داده است و این اساس بازگشت به احکام اسلام و رجعت به گفتمان انقلاب اسلامی است.

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

حمایت جبهه حماسه‌سازان از جلیلی

نویسنده: سید | ساعت: 05:41 ب.ظ

صراط:مجتبی شاکری  در پاسخ به این سوال که جبهه حماسه سازان انقلاب اسلامی از چه کاندیدایی حمایت خواهد کرد؟ گفت: ما در اولین کنفرانس مطبوعاتی خود اعلام کرده بودیم که از آقایان زاکانی و جلیلی حمایت می کنیم.

سخنگوی جبهه حماسه سازان انقلاب اسلامی افزود: از آنجاکه آقای جلیلی معلوم نبود که در انتخابات شرکت کند، ما به طور رسمی از آقای زاکانی حمایت کردیم اما با توجه به اینکه صحنه انتخابات تغییر کرد، سعید جلیلی کاندیدای مورد حمایت جبهه حماسه سازان است.

این عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران همچنین در پاسخ به این سوال که با توجه به کناره گیری آقای حداد عادل از صحنه رقابت ها جبهه ایثارگران انقلاب اسلامی از چه کاندیدایی حمایت خواهد کرد؟ تصریح کرد: ایثارگران در اطلاعیه ای که برای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری داده بود اعلام کرده بود که ائتلاف 1+2 را قبول دارم و سازوکارش را برای رسیدن به نامزد واحد مناسب می داند، اما آقایان زاکانی و جلیلی هم به این ائتلاف اضافه شوند.

شاکری، با بیان اینکه در حال حاضر تنها پیروزی اصولگرایان مهم است، گفت: همانگونه که آقای حداد عادل به خاطر وحدت از صحنه رقابت ها کناره گیری کردند، باید آقای ولایتی هم در همین مسیر حرکت کند و بستری برای پیروزی اصولگرایان فراهم آورد. چرا که ما باید مصلحت را در نظر داشته باشیم.

سخنگوی جبهه حماسه سازان انقلاب اسلامی، تاکید کرد: اگر آقای ولایتی از رقابت ها کناره گیری کند، ما در دور دوم انتخابات دو کاندیدای اصولگرا یعنی جلیلی و قالیباف خواهیم داشت و دیگر دور دوم شاهد رقابت میان یک کاندیدای اصولگرا و دوم خردادی نخواهیم بود.

منبع: مهر

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

استاد سرشار: نامزد اصلح من جلیلی است

نویسنده: سید | ساعت: 05:39 ب.ظ

خبرنامه دانشجویان ایران: تطبیق این شاخصه‌ها بر نامزدهای موجود، فقیر را به این نتیجه رساند که با ابراز احترام به جناب آقای دکتر حداد عادل و تشکر از اخلاقگرایی به مفهوم واقعی و مواضع مستدل، شجاعانه و غیرت انقلابی ایشان، جناب آقای دکتر سعید جلیلی را به عنوان صالح‌ترین فرد در میان نامزدهای موجود، برای تصدی سمت ریاست جمهوری برگزینم.
محمدرضاسرشار (رضا رهگذر) در وبسایت شخصی خود با اعلام اینکه نامزد اصلح ریاست جمهوری از نظر من، آقای سعید جلیلی است نوشت:
 
باسمه تعالی
این روزها، سؤال خیلی‌ها این است: «به چه کسی رأی بدهیم؟»
 
می‌دانیم که رأی به هر یک از هشت نامزد، رأی به جمهوری اسلامی ایران است اما می‌خواهیم دلمان گرم باشد که در پیشگاه خداوند سبحان، حجتی داریم که به تکلیفمان برای انتخاب صالح‌ترین این هشت نفر برای تصدی دومین مقام کشور، عمل کرده‌ایم.
 
برای من، این شاخصه‌ها برای انتخاب اصلح مهم بود: ۱ـ تعلق به اندیشه‌ها، باورها و ارزشهای انقلاب اسلامی ۲ـ دارا بودن رفتار منطبق با منظومه فکری انقلاب اسلامی ۳ـ اشراف بر مفاهیم اسلامی و علوم انسانی ۴ـ نداشتن شهوت جاه و مقام ۵ـ غلبه نگاه فرهنگی در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و بین‌الملل ۶ـ میزان تبرَی از دشمنان انقلاب اسلامی، مقاومت در برابر استکبار جهانی و واهمه آنان از پیشینه عملکرد ۷ـ پایبندی به سیاست‌های کلان کشور، اسناد بالادستی و برنامه‌های پنج‌ساله و سالانه ۸ـ دارا بودن توان مدیریت اجرایی کشور و توانمندی استفاده از نیروهای متخصص متدین ۹ـ داشتن برنامه برای مدیریت کشور.
 
تطبیق این شاخصه‌ها بر نامزدهای موجود، فقیر را به این نتیجه رساند که با ابراز احترام به جناب آقای دکتر حداد عادل و تشکر از اخلاقگرایی به مفهوم واقعی و مواضع مستدل، شجاعانه و غیرت انقلابی ایشان، جناب آقای دکتر سعید جلیلی را به عنوان صالح‌ترین فرد در میان نامزدهای موجود، برای تصدی سمت ریاست جمهوری برگزینم.
 
امیدوارم این انتخاب، مرضی خداوند متعال و موجب پیشرفت کشور با رمز مقاومت گردد.
 
محمدرضا سرشار (رضا رهگذر)
۲۰ خرداد ۱۳۹۲ ـ سال حماسه سیاسی و حماسه اقتصادی

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

آیت‎الله ایمانی خطاب به جلیلی:علاقه به شما فوق‎العاده است

نویسنده: سید | ساعت: 05:38 ب.ظ

در چهاردهمین سفر دکتر سعید جلیلی از کاندیداهای یازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری به شهر های مختلف ایران، بعدازظهر امروز شیراز میزبان دبیر شورای عالی امنیت ملی و هیئت همراه بود.
 
به گزارش رجانیوز، دکتر جلیلی صبح روز یکشنبه نیز میهمان عشایر غیور کهگیلویه و بویراحمد بود و با امام جمعه‌ی این شهر و تنی چند از مسئولان استانی، جمع پرشور مردم و عشایر این منطقه دیدار و گفتگو کرد.
 
وی در بدو ورود به استان فارس، با استقبال دکتر باقری لنکرانی وزیر اسبق بهداشت و درمان و آموزش پزشکی در دیدار وارد دانشگاه شیراز شد و پس از زیارت قبور شهدای گمنام مدفون در این دانشگاه و قرائت فاتحه و ادای احترام به مقام شامخ این شهدا، با آیت الله ایمانی نماینده‌ی ولی فقیه و امام جمعه‌ی شیراز دیدار و گفتگو کرد. در این دیدار، آیت الله ایمانی با عرض خیر مقدم به دکتر جلیلی گفت: امیدوارم حضور شما، حضور پر برکت برای نظام و جامعه‌ی اسلامی ما باشد. هرچند که ما آگاهیم که وقت شما برای دیدار با مردم خونگرم فارس کم است اما علاقه به شما فوق العاده است و خوشبختانه امروز به برکت حضور فرزندان انقلاب، گفتمان انقلاب، امام و رهبری در جامعه حاکم شده است.
 
دبیر شورای عالی امنیت ملی سپس وارد سالن ورزشی شهید دستغیب شیراز شد و در جمع پرشور جوانان و مردم این شهر که با در دست داشتن پلاکارد و عکس‌های ایشان به حمایت از وی می‌پرداختند، به ابراز احساسات آن‌ها پاسخ داد. جوانان پرشور فارس در این دیدار با دادن شعارهای «جلیلی سرافزار، خوش اومدی شیراز»، «شیراز یک کلام، جلیلی والسلام» و «نه ثروت، نه قدرت، فقط حقوق ملت» به اعلام حمایت و بیان بخشی از مطالبات نسل چهارم انقلاب را از کاندیدای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران خواستار شدند.
 
دکتر جلیلی افزود: اگر زمانی این مردم ما، عشایر ما و فرزندان ما حماسه‌ها آفریدند، به خاطر این بود که بستری فراهم شده بود که تا ظرفیت‌های آن‌ها بروز پیدا کند و امروز این حماسه‌ها در عرصه‌های دیگر قابل تکرار است. امروز نباید ما به رفع مشکل بیکاری، تورم و امثال آن فکر کنیم بلکه امروز باید به دنبال خلق یک حماسه‌ی اقتصادی باشیم.

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

عکس: استقبال بی نظیر مشهد از دکتر جلیلی

نویسنده: سید | ساعت: 05:36 ب.ظ

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

علیرضا زاکانی: تصمیم حدادعادل مبتنی بر تقوا و تدبیر بود/ جلیلی خروجی ائتلاف گفتمانی است

نویسنده: سید | ساعت: 05:29 ب.ظ



علیرضا زاکانی:
تصمیم حدادعادل مبتنی بر تقوا و تدبیر بود/ جلیلی خروجی ائتلاف گفتمانی است

نماینده مردم تهران در مجلس با بیان اینکه تصمیم حدادعادل مبتنی بر تقوا و تدبیر بود، گفت: به شرط جواز رقابت درونی، جلیلی خروجی ائتلاف گفتمانی است.

خبرگزاری فارس: تصمیم حدادعادل مبتنی بر تقوا و تدبیر بود/ جلیلی خروجی ائتلاف گفتمانی است

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس علیرضا زاکانی  طی مصاحبه‌ ای به تبیین آرایش سیاسی کشور قبل از انتخابات ریاست‌جمهوری یازدهم پرداخت که در ادامه می‌آید:

آرایش صحنه در فاصله 3 روز مانده به انتخابات را چگونه ارزیابی می کنید؟

همانگونه که پیش‌بینی می‌شد، کاندیداهای جریان دوم خرداد و کارگزاران،علیرغم اختلافات متعدد میانشان، به وحدت رسیدند و شرایط بسیار پیچیده شده است و لذا اصولگرایان باید بسیار هوشیار عمل کنند و بر همین اساس هم بود که آقای دکتر حدادعادل با یک هوشمندی مثال زدنی و دوراندیشی حکیمانه،تصمیمی مبتنی بر تقوا و تدبیر گرفت و به نفع کلیت جریان اصولگرایی ایثارگرانه کناره گیری کرد.

الان شرایط رقابت در میان اصولگرایان چگونه است؟

ببینید بنده از همان ابتدای حضورم در صحنه انتخابات که مبتنی بر یک ضرورت و جهت تحقق «گفتمان پیشرفت اسلامی» بود، بارها این مساله را توضیح داده‌ام که جواز یا عدم جواز رقابت درونی اصولگرایان کاملا بستگی به شرایط واقعی صحنه رقابت در نزدیکی انتخابات دارد و تاکید کردم که خط قرمزم حفظ جهت گیری اصولگرایی در کشور و عدم پیروزی مخالفین اصولگرایی یعنی سه جریان دوم خرداد، کارگزاران و انحرافی است.

با رد صلاحیت کاندیدای جریان انحرافی و همچنین ردصلاحیت آقای هاشمی، امکان رقابت درونی اصولگرایان بیشتر شد و بر همین اساس در شرایط تکثر و رقابت درونی پیشنهاد تشکیل ائتلافی گفتمانی با حضور 4 نفر را مطرح نمودم که دو نفر از آنها موفق به احراز صلاحیت شدند و لذا در بیانیه تشکرم از شورای نگهبان وظیفه خود دانستم که از گفتمان آقایان حدادعادل و جلیلی حمایت کنم و البته پس از آن با فرض بقای شرط رقابت درونی از گزینه اصلح مدنظرم یعنی دکتر حدادعادل حمایت کردم و دلایلم را نیز برشمردم. اکنون و پس از انصراف ایثارگرانه جناب دکتر حدادعادل بدیهی است این ائتلاف گفتمانی تنها یک نماینده در صحنه رقابت بیشتر ندارد و آن هم آقای دکتر جلیلی است و ترجیح ما در شرایط جواز رقابت درونی بر مبنای منطق بیان شده گذشته همان سخنی است که در سرمقاله آخرم در نشریه پنجره بر آن تاکید کردم. اما اگر شرایط به گونه‌ای تغییر کند که خطر جدی برای پیروزی جریان اصولگرایی ایجاد شود که انصراف قابل پیش بینی آقای عارف شواهد و قرائن جدی برای این مساله ایجاد کرده است همه اصولگرایان باید به وحدت برسند و از اصلح مدنظر خویش تنازل کنند و اگر وجود خطر قطعی شود به سمت وحدت بر روی یک نامزد حرکت کنند.

آقای زاکانی آیا این شرایط ایجاد نشده است و نظرسنجی ها شما را به این نتیجه نرسانده است؟

همانطور که می‌دانید سیر تحولات بسیار بالاست و ما نیز در ساعات آینده به دنبال جمع بندی نهایی شرایط هستیم تا بهترین تصمیم به نفع انقلاب و جریان اصولگرایی اتخاذ شود و با صراحت اعلام می کنم اگر اکنون خودم هم توفیق حضور در صحنه را داشتم قطعا خارج از این چارچوب عمل نمی کردم، پیش از این نیز همه بزرگان از جمله آیت الله مهدوی کنی، آیت الله یزدی و آیت الله مصباح یزدی بر ضرورت اتحاد اصولگرایان بر روی یک نامزد در برابر اصلاح طلبان و تنازل از خواسته های فردی و گروهی تاکید کرده بودند.

آیا زمینه اتحاد در میان اصولگرایان وجود دارد و سازوکاری برای آن پیش‌بینی کرده‌اید؟

به نظرم اصولگرایان حاضر در صحنه از درایت کافی برای درک شرایط برخوردارند و در صورت لزوم و نهایی شدن خطر می توانند خودشان برای رسیدن به وحدت به یک سازوکار اجماعی برسند. البته ما و دوستانمان هم پیشنهادهایی داریم که در حال رایزنی با بزرگان و کاندیداهای اصولگرای حاضر در صحنه هستیم.

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 

فیلم: پروفسور تیم اقتصادی جلیلی کیست؟

نویسنده: سید | ساعت: 05:28 ب.ظ

به گزارش رجانیوز به نقل از ستاد مردمی حیات طیبه، دکتر درخشان استاد دانشگاه علامه طباطبایی و عضو تیم اقتصادی دکتر جلیلی است. دکتر درخشان به تازگی در دومین فیلم انتخاباتی دکتر جلیلی حضور یافت و صحبت هایی را درباره جلیلی و مواضع مدیریتی و اقتصادی اش گفت. اما دکتر درخشان کیست؟
 
استاد مسعود درخشان
 
دکتر مسعود درخشان در سال ۱۳۲۸ در تهران متولد شد. ایشان پس از اخذ  مدرک کارشناسی اقتصاد از دانشگاه تهران در سال ۱۳۵۰ به عنوان فارغ التحصیل ممتاز رشته اقتصاد دانشگاه‌های کشور انتخاب شد و برای تکمیل معلومات دانشگاهی به لندن اعزام گشتو کارشناسی ارشد خود را  از دانشگاه آکسفورد و دکترای اقتصاد را از دانشگاه لندن(LSE) اخذ نمود.
 
 از سوابق دانشگاهی ایشان می توان به موارد زیر اشاره نمود :
 
مدرس دانشگاه آکسفورد و دانشگاه لندن از سال ۱۹۹۶  تا سال ۲۰۰۰
اقتصاددان ارشد دفتر مطالعات انرژی در لندن (I.B.E.S) و عضو هیئت علمی دانشگاه لندن
بنیانگذار و رئیس دانشکده اقتصاد و معارف اسلامی دانشگاه امام صادق (ع)
عضو هیئت علمی دانشکده اقتصاد دانشگاه علامه طباطبایی (ره)
رئیس مرکز تحقیقات اقتصاد ایران (دانشگاه علامه طباطبایی)
مدرس اقتصاد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران
مدرس اقتصاد در گروه اقتصاد دانشگاه تربیت مدرس
 
فعالیتهای پژوهشی ایشان در این مدت در زمینه های کاربردی پیرامون اقتصاد سیاسی نفت و گاز در خلیج فارس، آسیای جنوب شرقی و دریای خزر، مکانیسم معاملات نفتی در بازارهای نفتی، اقتصاد سنجی و مدلهای ریاضی، اقتصاد بازارهای مالی، اقتصاد ایران، نظامهای اقتصادی و… می باشد . از برجسته ترین آثار ایشان به طور خلاصه می توان به موارد زیر اشاره نمود :
 
کتاباقتصادسنجی،برگزیده شده به عنوان کتاب سال در دوره پانزدهم کتاب سال جمهوری اسلامی ایران
کتاب مشتقات و مدیریت ریسک در بازارهای نفت و گاز، مهمترین مرجع دانشگاهی مباحث مربوط به نقش بازارهای مشتقات مالی در قیمت گذاری نفت خام
کتاب نظام های اقتصادی، بررسی تحلیلی – تاریخی مبانی نظام های اقتصادی و مبانی نظام اقتصاد اسلامی
ماهیت و علل بحران مالی ۲۰۰۸ و تأثیر آن بر اقتصاد ایران و …
 
سخن گفتن از ابعاد شخصیت علمی دکتر درخشان بسیار دشوار است. ایشان با سابقه طولانی در عرصه های مختلف نظریه پردازی اقتصادی و تسلط بر اندیشه های اقتصادی، یکی از با سابقه ترین اساتید اقتصاد کشور بوده و سالهاست که به تدریس و تحقیق در این زمینه مشغول می باشد. از خصوصیات علمی و اخلاقی ایشان می توان به موارد زیر اشاره نمود:استقلال فکری،جامعیت، دقت نظر و عمق اندیشه در تحلیل­های اقتصادی، تسلط و اشراف کامل بر نظریات علمی اقتصاد، فهم عمیق و همه جانبه از پیچیدگی های اقتصاد ایران، تواضع علمی، روحیه مردمی و توجه به دفاع از منافع ملی و اقشار مستضعف جامعه در تحلیل‌های اقتصادی، تاکید بر ارزش‌های اسلامی و انقلابی در مباحث علمی و عدم تعلق به روش‌های متعارف اقتصاد سرمایه داری، تفکر نقاد و مستدل در عرصه های مختلف علمی.
 
علاوه بر موارد گفته شده، تعلق خاطر ایشان به مبانی نظام اسلامی و ولایت فقیه موجب اهتمام ایشان در امر نظریه پردازی اقتصاد اسلامی گردیده است. تمرکز بر مباحث الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، اقتصاد مقاومتی و نیز ارتباط مستمر با دانشمندان علوم دینی در حوزه و دانشگاه شاهدی بر این مدعاست. از ویژگی‌های بارز این استاد گرانقدر، استعدادپروری ایشان است، در توضیح این نکته همین بس که بسیاری از اساتید فعلی اقتصادی کشور، از شاگردان این استاد برجسته می باشند.
 
در نماهنگ زیر گوشه ای از نظرات ایشان درباره اقتصاد از زبان خودشان بیان می شود.
 
 
 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافیك | M Graphic