تبلیغات
مقسطین - چگونه تفکر راهبردی جلیلی رویکرد سیاست خارجی روحانی و ولایتی را تغییر داد
مقسطین
 
 
 
یاعلی نقی مددی…

چگونه تفکر راهبردی جلیلی رویکرد سیاست خارجی روحانی و ولایتی را تغییر داد

نویسنده: سید | ساعت: 04:15 ب.ظ

رجانیوز - محمد حسین جعفرزاده: شکی نیست که سیاست خارجی یکی از موضوعات چالشی در رقابت­های این دوره از انتخابات ریاست جمهوری بوده است. سه تن از کاندیداهای اصلی این دوره از انتخابات از چهره های شاخص سیاست خارجی و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می­باشند. در عین حال هر یک از این سه تن رویکردهایی متفاوت در قبال چگونگی ادامه مسیر سیاست خارجی ایران مطرح و تجویز می­کنند. در واقع یکی از معیارهای ارزیابی روحانی، جلیلی و ولایتی این است که نگاه و همچنین استمرار گفتمانی این سه تن به مقوله سیاست خارجی را بررسی و مقایسه کرد.

در این میان نکته­ای که از اهمیت فراوان برخوردار است آن است که در حالی که گفتمان و مولفه های راهبردی سیاست خارجی سعید جلیلی استمرار خود را حفظ کرده است اما شاهد این بوده­ایم که هم روحانی و هم ولایتی با پذیرش هژمونی گفتمانی جلیلی عملا به سمت پذیرش مولفه های اساسی آن حرکت کرده­اند. گفتمان "اسلام ناب" جلیلی در عرصه سیاست خارجی با عنوان "منطق، اقتدار و ابتکار" شناخته می شود ولی نتایج عملیاتی آن برای تحولات امروز ایران بر دو کلیدواژه "مقاومت" به عنوان رمز پیشرفت و "تهدیدزدایی" متمرکز می گردد.

پارادایم و راهبرد سیاست خارجی سعید جلیلی

پارادایم سیاست خارجی جلیلی مبتنی بر دو ستون اندیشه­ای و راهبردی قرار دارد: ستون اندیشه ای آن است که منافع هر کشوری از جمله ایران برآمده از هویت و ارزش های آن است. و ستون راهبردی دلالت بر این دارد که تجویزها برای سیاست خارجی ایران باید با شرایط و تحولات منطقه ای و جهانی ارتباط داشته باشد و نمی توان خود را در خلا فرض کرد و برای سیاست خارجی ایران توصیه کرد.

بدین ترتیب، محاسبات راهبردی طرف­های خارجی بر اساس معادله هزینه- فایده شکل می­گیرد. تغییر در محاسبه حریف زمانی ممکن است که طرف مقابل به این نتیجه برسد که هزینه یک اقدام بیش از منافع آن است. لذا لازم است که اقدام­های خصمانه برای طرف مقابل هزینه­زا شود و او "وادار" به اتخاذ رفتار صحیح گردد. بنابراین در عرصه مواجهه با طرف­های مقابل، هدف باید تهدید­زدایی باشد. در این معنا دیگر تنش موضوعیت ندارد بلکه صرفا یک ابزار است که می تواند بسته به شرایط در خدمت قرار بگیرد. حتی بعضی اوقات لازم است از تنش استفاده كرد تا تهدید از بین برود و فرصت های جدید حاصل شود.

در شرایط کنونی، جمهوری اسلامی ایران باید از ابزارهای قدرت خود در سیاست خارجی استفاده کند و نه آنكه ظرفیت و اهرمی که برای ساخت آن هزینه های گزاف شده است در مواقع خطر و نیاز بدون استفاده قرار داد. اگر هدف، تهدید زدایی باشد اهرمهای قدرت حالت ابزاری پیدا می كنند و در حالت های مختلف می توان از آن استفاده كرد. در این چارچوب، حفظ اهرم ها نیز می تواند به یکی از اهداف راهبردی سیاست خارجی تبدیل شود و بدین ترتیب، اهرم های قدرت منطقه ای ایران سازش ناپذیر است و نمی توان مولفه های قدرت را به دشمنان یا رقبای منطقه ای واگذار كرد.

جذب رویکردهای رقیب

این در حالی است که دو رقیب جلیلی، اگرچه منظومه گفتمانی منسجمی برای سیاست خارجی خود ارائه نداده­اند و فقط به نتایج سیاست خارجی پرداخته­اند، کم کم عملا مولفه های اصلی گفتمان سیاست خارجی جلیلی را پذیرفته اند و به سوی آن جذب شده­اند.

1-     آقای روحانی: از تنش زدایی تا اولویت مرحله­ای تهدیدزدایی

آقای روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی که در ابتدا صرفا متمرکز بر ایده "تنش زدایی" بود در سخنرانی که در دیدار با جمعی از امرای بازنشسته ارتش مورخ  9/3/92 ایراد کرد در عین عدم نفی مطلق تنش زدایی، رویکردی مرحله ای به کیفیت مدیریت عرصه سیاست خارجی ارائه داد. وی دراین رابطه تصریح کرد که: "الان در شرایط تخاصم ]با آمریکا[ هستیم. ما فقط با همسایه می‌توانیم سیاست تنش‌زدایی را در پیش بگیریم. ابتدا باید تلاش کنیم این تخاصم را به مرحله تنش بیاوریم، آنوقت می‌توانیم تنش‌زدایی کنیم اما هم‌اکنون وقت تنش‌زدایی با آمریکا نیست وقت تخاصم‌زدایی و تهدید‌زدایی است". بدین ترتیب، وی با پذیرش کامل ایده "تهدیدزدایی" از درون پارادایم سیاست خارجی جلیلی، نگاه سعید جلیلی را عملا، هرچند بصورت موردی و مرحله­ای، می­پذیرد و این پذیرش به معنی آن است که "تنش­زدایی" مورد تایید آقای روحانی نمی تواند یک قاعده عام برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بخصوص در دوره کنونی، محسوب شود.

2-     آقای ولایتی: از آشتی با دنیا تا مقاومت مدبرانه

آقای ولایتی وزیر خارجه اسبق ایران که در ابتدا با ایده "آشتی با دنیا" وارد عرصه رقابت­های انتخاباتی شده بود و مزیت خود را در همین عرصه معرفی می­کرد در روزهای اخیر به نحو کاملا محسوسی ازاین ایده فاصله گرفته و به صراحت از "مقاومت مدبرانه" سخن می گوید. آقای ولایتی در جمع بندی سخنان خود پس از پایان بخش اول مناظره اقتصادی گفتند: "مطلبی که می‌خواهم بگویم هرچند ممکن است مربوط به سیاست باشد، اما ارتباطش با اقتصاد قطعی است. اول، آشتی با دنیا. اگر با دنیا آشتی نکنیم و بویژه با همسایگان روابط‌مان را توسعه ندهیم، در آن صورت از ظرفیت‌های منطقه‌ای نیز نمی‌توانیم استفاده کنیم." تغییر موضع از آشتی به مقاومت، کاملا آشکار و معنی­دار است و البته افرادی که سابقه دیپلماتیک دارند به اهمیت الفاظ و پیامد تغییر آنها کاملا واقف هستند. ایده مقاومت ایده ای است که به وضوح در ادبیات سیاست خارجی جلیلی قرار داشته است.

جمع بندی

رویکردهای رئالیست در روابط بین الملل قائل بر این هستند که واقعیت خود را بر ایده ها و تصورات تحمیل می­کند. در اینجا نیز علیرغم اختلاف مواضع این سه نخبه سیاست خارجی که اکنون به سه رقیب انتخاباتی تبدیل شده اند، مشاهده می شود که واقعگرایی عملگرایانه جلیلی خود را بر تجویزات آرمانگرایانه رقبا تحمیل می کند. این نوشتار در عین احترام به رویکردها و سوابق هر سه کاندیدای محترم، بر این باور است که علت هضم شدن دو رویکرد رقیب در گفتمان سیاست خارجی جلیلی آنست که سعید جلیلی فقط به تجویز و توصیه در سیاست خارجی نمی پردازد بلکه از این مزیت برخوردار است که دارای یک پارادایم منسجم در سیاست خارجی می باشد. در واقع، در اندیشه جلیلی که منطبق با نظریه­های سازه­انگار می­باشد، هر سیاست خارجی برآمده از یک پارادایم است که شامل اصول، ارزش­ها، هویت و منافع است و دارای یک منطق و انسجام درونی است که به کنش­های سیاسی معنا می­بخشد و کنش­هایی که منطبق بر این پارادایم نیستند بی­معنی تلقی شده و مستلزم مجازات می­باشند. بر این اساس، تعریف منافع به گونه­ای که با هویت و ارزش­ها سازگار نباشد از اساس، اشتباه و نهایتا هزینه­ساز است. یکی از کمترین هزینه­ها این است که آن گفتمان نمی­تواند استمرار خود را حفظ کرده و نهایتا جذب گفتمان­های هژمونیک می شود.

 

 

 

جذب رویکردهای رقیب

این در حالی است که دو رقیب جلیلی، اگرچه منظومه گفتمانی منسجمی برای سیاست خارجی خود ارائه نداده­اند و فقط به نتایج سیاست خارجی پرداخته­اند، کم کم عملا مولفه های اصلی گفتمان سیاست خارجی جلیلی را پذیرفته اند و به سوی آن جذب شده­اند.

1-     آقای روحانی: از تنش زدایی تا اولویت مرحله­ای تهدیدزدایی

آقای روحانی دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی که در ابتدا صرفا متمرکز بر ایده "تنش زدایی" بود در سخنرانی که در دیدار با جمعی از امرای بازنشسته ارتش مورخ  9/3/92 ایراد کرد در عین عدم نفی مطلق تنش زدایی، رویکردی مرحله ای به کیفیت مدیریت عرصه سیاست خارجی ارائه داد. وی دراین رابطه تصریح کرد که: "الان در شرایط تخاصم ]با آمریکا[ هستیم. ما فقط با همسایه می‌توانیم سیاست تنش‌زدایی را در پیش بگیریم. ابتدا باید تلاش کنیم این تخاصم را به مرحله تنش بیاوریم، آنوقت می‌توانیم تنش‌زدایی کنیم اما هم‌اکنون وقت تنش‌زدایی با آمریکا نیست وقت تخاصم‌زدایی و تهدید‌زدایی است". بدین ترتیب، وی با پذیرش کامل ایده "تهدیدزدایی" از درون پارادایم سیاست خارجی جلیلی، نگاه سعید جلیلی را عملا، هرچند بصورت موردی و مرحله­ای، می­پذیرد و این پذیرش به معنی آن است که "تنش­زدایی" مورد تایید آقای روحانی نمی تواند یک قاعده عام برای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، بخصوص در دوره کنونی، محسوب شود.

2-     آقای ولایتی: از آشتی با دنیا تا مقاومت مدبرانه

آقای ولایتی وزیر خارجه اسبق ایران که در ابتدا با ایده "آشتی با دنیا" وارد عرصه رقابت­های انتخاباتی شده بود و مزیت خود را در همین عرصه معرفی می­کرد در روزهای اخیر به نحو کاملا محسوسی ازاین ایده فاصله گرفته و به صراحت از "مقاومت مدبرانه" سخن می گوید. آقای ولایتی در جمع بندی سخنان خود پس از پایان بخش اول مناظره اقتصادی گفتند: "مطلبی که می‌خواهم بگویم هرچند ممکن است مربوط به سیاست باشد، اما ارتباطش با اقتصاد قطعی است. اول، آشتی با دنیا. اگر با دنیا آشتی نکنیم و بویژه با همسایگان روابط‌مان را توسعه ندهیم، در آن صورت از ظرفیت‌های منطقه‌ای نیز نمی‌توانیم استفاده کنیم." تغییر موضع از آشتی به مقاومت، کاملا آشکار و معنی­دار است و البته افرادی که سابقه دیپلماتیک دارند به اهمیت الفاظ و پیامد تغییر آنها کاملا واقف هستند. ایده مقاومت ایده ای است که به وضوح در ادبیات سیاست خارجی جلیلی قرار داشته است.

جمع بندی

رویکردهای رئالیست در روابط بین الملل قائل بر این هستند که واقعیت خود را بر ایده ها و تصورات تحمیل می­کند. در اینجا نیز علیرغم اختلاف مواضع این سه نخبه سیاست خارجی که اکنون به سه رقیب انتخاباتی تبدیل شده اند، مشاهده می شود که واقعگرایی عملگرایانه جلیلی خود را بر تجویزات آرمانگرایانه رقبا تحمیل می کند. این نوشتار در عین احترام به رویکردها و سوابق هر سه کاندیدای محترم، بر این باور است که علت هضم شدن دو رویکرد رقیب در گفتمان سیاست خارجی جلیلی آنست که سعید جلیلی فقط به تجویز و توصیه در سیاست خارجی نمی پردازد بلکه از این مزیت برخوردار است که دارای یک پارادایم منسجم در سیاست خارجی می باشد. در واقع، در اندیشه جلیلی که منطبق با نظریه­های سازه­انگار می­باشد، هر سیاست خارجی برآمده از یک پارادایم است که شامل اصول، ارزش­ها، هویت و منافع است و دارای یک منطق و انسجام درونی است که به کنش­های سیاسی معنا می­بخشد و کنش­هایی که منطبق بر این پارادایم نیستند بی­معنی تلقی شده و مستلزم مجازات می­باشند. بر این اساس، تعریف منافع به گونه­ای که با هویت و ارزش­ها سازگار نباشد از اساس، اشتباه و نهایتا هزینه­ساز است. یکی از کمترین هزینه­ها این است که آن گفتمان نمی­تواند استمرار خود را حفظ کرده و نهایتا جذب گفتمان­های هژمونیک می شود.

 

 

 

موضوع: انتخابات(حماسه سیاسی)، 

 
 
مکث تمپ | قالب های رایگان وبلاگ | قالب های بلاگفا | قالب های میهن بلاگ | قالب های پرشین بلاگ | قالب های بلاگ اسکای | قالب های دیتالایف | پوسته های وردپرس | ام گرافیك | M Graphic